خانه » جریان یمانی در آینه نفد » روایت کفعمی در مورد امامان پس از امام دوازدهم

روایت کفعمی در مورد امامان پس از امام دوازدهم

روایت کفعمی در مورد امامان پس از امام دوازدهم

متن کتاب:

نقل الکفعمی فی المصباح عن الامام الرضا الدعا التالی حول صاحب الزمان: اللهم صلّ علی ولاة عهده و الائمة من بعده

«کفعمی در مصباح دعا زیر را دربارة صاحب‌الزمان از امام رضا نقل می‌کند: بار الها بر والیان عهدش و امامان بعد از ایشان درود فرست.» (احمد الکاتب، الإمام المهدی حقیقة تاریخیة أم فرضیة فلسفیة؟ ص ۱۳۰٫)

بسیار از علمای معاصر شیعه مانند شیخ عزیز الله عطاردی در مسند الرضا، ابراهیم کاشانی در الصحیفة الهادیه، محمد ری‌شهری در اهل البیت فی الکتاب و السنه، جواد قیومی در صحیفة الرضا و باقر شریف قرشی در حیاة الامام المهدی این دعا را آورده‌اند

مرحوم کفعمی در جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة مشهور به مصباح این دعا را مرسل نقل ‌کرده است:

روی یونس بن عبد الرحمن عن الرضا أنّه کان یأمر بالدعاء لصاحب الأمربهذا الدعا: اللهم ادفع عن ولیك و خلیفتك و حجّتك علی خلقك… و اجعلنا ممّن تنتصر به لدینك و تعزّ به نصر ولیك و لا تستبدل بنا غیرنا، فإنّ استبدالك بنا غیرنا علیك یسیر و هو علینا كثیر، اللهم! صل علی ولاة عهده و الأئمة من بعده و بلّغ آمالهم و زد فی آجالهم و أعز نصرهم و تمم لهم ما أسندت [ما استندت] إلیهم من أمرك لهم و ثبّت دعائمهم و اجعلنا لهم أعواناً و علی دینك أنصاراً فإنّهم معادن كلماتك و خزّان علمك و أركان توحیدك و دعائم دینك و ولاة أمرك و خالصتك من عبادك و صفوتك من خلقك و أولیاؤك و سلائل أولیائك و صفوة أولاد نبیك و السلام علیهم و رحمة الله و بركاته

کفعمی، المصباح، ص‌۵۰۵٫

اما سید بن طاووس که زمانی پیش‌تر از ایشان بوده، همین دعا را با دو سند نقل کرده است:

۱٫ حَدَّثَنِی الْجَمَاعَةُ الَّذِینَ قَدَّمْتُ ذِكْرَهُمْ فِی عِدَّةِ مَوَاضِعَ مِنْ هَذَا الْكِتَابِ بِإِسْنَادِهِمْ إِلَى جَدِّی أَبِی جَعْفَرٍ الطُّوسِیِّ تَلَقَّاهُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ بِالْأَمَانِ وَ الرِّضْوَانِ یَوْمَ الْحِسَابِ قَالَ أَخْبَرَنَا ابْنُ أَبِی جِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ [عن] سَعِیدِ [سعد] بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ الْحِمْیَرِیِّ وَ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ‌ كُلِّهِمْ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مولد [مَرَّارٍ] وَ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ وَ رَوَاهُ جَدِّی أَبُو جَعْفَرٍ الطُّوسِیُّ فِیمَا یَرْوِیهِ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بِعِدَّةِ طُرُقٍ تَرَكْتُ ذِكْرَهَا كَرَاهِیَةً لِلْإِطَالَةِ فِی هَذَا الْمَكَانِ یَرْوِی عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَنَّ الرِّضَا۷ كَانَ یَأْمُرُ بِالدُّعَاءِ لِصَاحِبِ الْأَمْرِ۴ بِهَذَا اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّكَ… اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وُلَاةِ عَهْدِهِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَ بَلِّغْهُمْ آمَالَهُمْ وَ زِدْ فِی آجَالِهِمْ…[۱]

۲٫ مَا حَدَّثَ بِهِ الشَّرِیفُ الْجَلِیلُ أَبُو الْحُسَیْنِ زَیْدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْعَلَوِیُّ الْمُحَمَّدِیُّ‌ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحُسَیْنِ إِسْحَاقُ بْنُ الْحَسَنِ [الْحَسَنِ الْعَلَوِیُّ] الْغُفْرَانِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامِ بْنِ سُهَیْلٍ الْكَاتِبُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ شُعَیْبِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِكِیُّ جَمِیعاً عَنْ شُعَیْبِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِكِیِّ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مَوْلَانَا أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا۷ أَنَّهُ كَانَ یَأْمُرُ بِالدُّعَاءِ لِلْحُجَّةِ صَاحِبِ الزَّمَانِ۴ فَكَانَ مِنْ دُعَائِهِ۷ لَهُ۴ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّكَ… اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى وُلَاةِ عُهُودِهِ وَ بَلِّغْهُمْ آمَالَهُمْ وَ زِدْ فِی آجَالِهِمْ… [۲]

در سند دوم، جمله‌ى (و الأئمة من بعده) وجود ندارد.

پس این جمله ، یک احتمال است. یعنی نقل، چنین یا چنان است و روشن است که برای اثبات یک مطلب یک طرف احتمال را نمی‌توان دلیل قرار داد، بلکه باید گفت: «اذا جاء الإحتمال بطل الإستدلال.»

سید بن طاووس به عنوان کارشناس خبره دعا، به دلیل همین فقره، سند و دعای دوم را برتر می‌داند زیرا می‌نویسد:

این روایت شامل چیزی است که روایت اول شامل آن نبود پس اگر می‌خواهی از اهل سعادت باشی این دعا را بخوان و طرف خداوند را نگه دار و در برابر او مؤدب باش. همان گونه که قبلا اشاره کردیم.[۳]

با این وجود، بر فرض پذیرش سند و احتمال اول، می‌توان گفت: نخست آن‌که این دعا ویژة امام دوازدهم۴ صادر نشده است تا اشکال شود که منظور از امامان بعد از وی چه کسانی هستند، بلکه این دعا مانند زیارت جامعه برای همة امامان است و در امامان پیشین چنین گونه دعاکردنی هیچ اشکالی نداشته است. بنابراین، اگر «و الأئمة من بعده» آمده به اعتبار امامان سابق است،[۴] چنان‌که صاحب مختصر بصائر الدرجات (حسن بن سلیمان حلّی هم عصر مرحوم کفعمی) به این مطلب تصریح کرده است:

بدان با این دعا هر امام در زمان خودش خوانده می‌شده و مولای ما صاحب الامر و الزمان فرزند امام حسن عسکری یکی از آنهاست.[۵]

روشن است که خواندن این دعا به نیّت امام دوازدهم از باب تغلیب و تابع اکثر بودن است و بنابراین، محذوری ندارد.

دوم آن‌که اگر بر تغلیب حمل نگردد، امامان پس از ایشان را در امام دوازدهم با رجعت می‌توان تصوّر کرد. نکتة مهمی که به سادگی و بدون یادکرد هیچ دلیلی از کنار آن می‌گذرند، ادعای جدید بودن امامان پس از امام دوازدهم است. به همین دلیل، نتیجه می‌گیرند تعداد امامان منحصر در دوازده تن نیست، در حالی که رجعت از مشهورترین عقاید شیعه است.[۶] با اعتقاد به بازگشت امامان به دنیا دیگر نمی‌توان «و الأئمة من بعده» را بر امامان جدید حمل نمود و برای آن ادعا باید دلیل آورد.

حسن بن سلیمان حلّی در میان روایاتی که به رجعت دلالت می‌کند، به این دعا اشاره کرده است:

شیخ ابوجعفر محمد بن حسن طوسی در مصباح المتهجد از یونس بن عبدالرحمن نقل کرده که امام رضا۷ به دعا برای صاحب امر، امر می‌کرد: اللهم ادفع… بدان با این دعا هر امام در زمان خودش خوانده می‌شده و مولای ما صاحب الامر و الزمان فرزند امام حسن عسکری۷ یکی از آنان است. پس در این صورت (اعتقاد به رجعت) دعای اللهم و صلّ علی ولاة عهده و الأئمة من بعده بر امام زمان۴ صدق می‌کند وگرنه این دعا بر همه امامان: عمومیت نخواهد داشت. این دعا نیز افزوده می‌شود به آن‌چه در ابتدا از امامان: از احادیث صحیح و صریح در این معنا (رجعت امامان:) نقل کردیم و اصل و شاهدی برای این معنا (رجعت) می‌شود.[۷]

سوم آن‌که کلمة «بعد» در این عبارت به معنای ترتیبی می‌تواند باشد و نه زمانی، یعنی سلام بر امام زمان حاضر۴ و بعد از او سلام بر امامان دیگر: (چه قبلی‌ها و چه بعدی‌ها). «عهد» در این معنا به معنای عهد امامت[۸] و منظور از «ولاة عهده» نیز امامان: می‌تواند باشد، یعنی کسانی که سرپرستان عهد امامتند.[۹] بنابراین، «بعد» زمانی نیست تا گفته شود بعد از امام دوازدهم باز هم امام دیگری خواهد آمد.

چهارم آن که سخن سید بن طاووس را بگوییم. ایشان می‌آورد:

شاید منظور از این صلوات، درود فرستادن بر امام جماعت‌هایی است که امام عصر۴ آنها را در دوران حکومت خود برای نماز خواندن در شهرها منصوب می‌کند و والیانی برای حکومت در آن دوران هستند. صلوات بر آنها بعد از صلوات بر امام عصر۴ است. زیرا فرمود (ولاة عهده) و ولی عهدها در زمان حیات شخص می‌شوند. پس منظور چنین است: خدایا بعد از درود بر او بر ولی عهدهایش و امامانش درود فرست.[۱۰]

افزون بر این، اگر کسی این چهار معنا را نپذیرد و این جمله را به معنای آمدن امامان جدید پندارد، باید به صدها روایت بنگرد که بر حصر عدد امامان در دوازده دلالت دارد.[۱۱] حال اگر یک یا چند دلیل خلاف آن وهم آفرینند و تفسیری درست برنتابند، در مقام تعارض، ساقط خواهد شد و از حجّیت خواهد افتاد و در برابر دلیل‌های قطعی نمی‌تواند بماند. از این‌رو، این عبارت از دعا دلیلی پسندیده به شمار نمی‌آید.

[۱] . سید ابن‌طاووس، جمال الأسبوع، ص۳۰۷٫

[۲]. سید ابن‌طاووس، جمال الأسبوع، ص۳۱۰٫

[۳] . « فهذه الروایة قد اشتملت على ما لم تشتمل علیه الروایة الأولى من الروایة فادع بها إن شئت أن تكون من أهل السعود و احفظ فیها جانب الملك المعبود و تأدب بین یدیه كما كنا قدمناه و أشرنا إلیه.» (همان، ص۳۱۴)

[۴]. «ملاحظة: الظاهر أن هذا الدعاء و بعض الأدعیة الأخری المروی أنها لصاحب الامر یقصد بها الامام المفترض الطاعة فی كل عصر، فهی أیضاً تشمل امام عصرنا صاحب الامر المهدی أرواحنا فداه.» (علی كورانی عاملی، معجم أحادیث الإمام المهدی۴، ج۴، ص۱۷۴)

[۵]. « اعلم أن هذا الدعاء یدعی به لكلّ امام فی زمانه و مولانا صاحب الامر و الزمان۴ ابن الحسن۷ أحدهم.» (مختصر بصائر الدرجات، ص‌۱۹۰)

[۶]. «قال الصادق۷: لیس منا من لم یؤمن برجعتنا.» (شیخ صدوق، الهدایة، ص‌۲۶۶) «قال الصادق۷: أحسنت یا مفضل فمن أین قلت برجعتنا؟ و مقصرة شیعتنا تقول: معنی الرجعة أن یرد الله إلینا ملك الدنیا و أن یجعله للمهدی۴٫ ویحهم متی سلبنا الملك حتی یرد علینا.» (بحارالأنوار، ج۵۳، ص۲۵)

[۷]. «روی الشیخ أبوجعفر محمد بن الحسن الطوسی فی مصباح المتهجد عن یونس بن عبد الرحمن أن الرضا۷ كان یأمر بالدعاء لصاحب الامر۴ اللهم ادفع عن ولیك وخلیفتك وحجّتك ثم ساق الدعاء فقال اللهم وصلّ علی ولاة عهده و الأئمة من بعده و بلّغهم آمالهم… اعلم أن هذا الدعاء یدعی به لكل امام فی زمانه و مولانا صاحب الامر و الزمان۴ ابن الحسن۷ أحدهم فحینئذ (با اعتقاد به رجعت ائمه:) یصدق علیه هذا الدعاء اللهم وصل علی ولاة عهده و الأئمة من بعده إلی آخره و الا لم یكن هذا الدعاء عاماً لهم أجمع و یكون هذا النص مضافاً إلی ما رویناه أولاً عنهم: من الأحادیث الصحیحة الصریحة فی هذا المعنی (رجعت ائمه:) و اصلاً له و شاهداً بمعناه.» (مختصر بصائر الدرجات، ص‌۱۹۰)

[۸]. «الحسین بن محمد عن معلی بن محمد عن علی بن محمد عن بكر بن صالح عن محمد بن سلیمان عن عیثم بن أسلم عن معاویة بن عمار عن أبی‌عبدالله۷ قال: إنّ الإمامة عهد من الله عزّوجل معهود لرجال مسمّین.» (كافی، ج۱، ص۲۷۸، ح۳)

[۹] . لذا در صلوات ضراب اصفهانی که در ادامه به آن می‌پردازیم چنین آمده است: و صل على ولیك و ولاة عهدك. (مصباح المتهجد ص۴۰۹)

[۱۰] . «و لعل المراد بذلك أن الصلاة على الأئمة الذین یرتبهم فی أیامه للصلاة بالعباد فی البلاد و الأئمة فی الأحكام فی تلك الأیام و أن الصلاة علیهم تكون بعد ذكر الصلاة علیه۴ بدلیل قوله ولاة عهده لأن ولاة العهود یكونون فی الحیاة فكان المراد اللهم صل بعد الصلاة علیه على ولاة عهده و الأئمة من بعده.» ( سید ابن‌طاووس، جمال الأسبوع، ص۳۱۰)

[۱۱]. پیش‌تر به برخی از این احادیث اشاره شده، مانند: حدیث لوح، حدیث معراج، حدیث اظله و…

Be Sociable, Share!
انتشار توسط 8 تم

درباره‌ی mahdyoon

Profile photo of mahdyoon

یک نظر

  1. سلام. عالی بود ممنون

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

رفتن به نوارابزار